عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

274

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

ياى اضافه براى دفع التقاى ساكنين ، مفتوح شده است و از آن رو فتحه انتخاب شده كه در كنار دو ياء تلفظش سبك و راحت است به خلاف كسره كه تلفظش با وجود دو ياء ، ثقيل مىباشد . جايز است ياى جمع در ياى اضافه ادغام شود كه در اين صورت ياى اضافه بر همان فتحهء خود باقى مىماند . . . امّا طبق قرائت كسر « ياء » سه ياء در « مصرخى » وجود دارد 1 - ياى جمع 2 - ياى اضافه ( متكلم ) 3 - ياى زايدى كه به منظور مدّ آمده است ( مانند ياى زايدى كه پس از ضمير غايب هاء در به ) مىآيد ( به در صورت / اشباع بهى ) ) در اين قرائت ياى متكلم همانند هاى غايب است ، سپس يايى كه براى مدّ بوده ، حذف شده و ياى مشدّد مكسور باقى مىماند چنان كه وقتى « ياء » از « بهى » حذف مىشود ، كسره بر « هاء » باقى مىماند . اگر چه طبق قياس ، بايد اين ياى زايد به ياى متكلّم وصل باشد ، همانند ياء در ضمير غايب ( بهى ) ولى چنين استعمالى ردّ شده است زيرا ( كسره ) بر « ياء » ثقيل است بنابر اين اين قرائت ( بمصرخىّ ) از حيث استعمال بعيد است ولى طبق اصول ، نيكو . مكى بن ابى طالب القيسى ، مشكل اعراب القرآن ، صص 402 - 404 . و نيز : ابو البقاء العكبرى ، املاء ما منّ به الرحمن ، ج 2 ، ص 68 . 4 - اى زن ! آيا به من رغبت و اشتياقى ندارى ؟ زن گفت : [ نه ] تو مردى دلپسند نيى [ زيرا در هر كارى وارد شوى و خود را به دردسر اندازى ] تا : اسم اشارهء مؤنث . الزمخشرى ، الكشاف ، ج 2 ، ص 551 . المعجم المفصّل فى شواهد اللغة العربية به همّت دكتر اميل بديع يعقوب . ج 12 ، ص 413 . 5 - پس از بخششى به پدر عمرو ، بايست كه به عمرو بخشش كنم ، آن هم بخششى بىمنّت و گوارا . در منابع زير « علىّ » آمده است : ديوان النابغة الذبيانى ، ص 48 ، ذيل « كلينى لهمّ يا اميمة » . الزبيدى ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 3 ، ص 427 . ابن منظور ، لسان العرب ، ج 1 ، ص 624 . المعجم المفصّل فى شواهد اللغة العربية ، به همت دكتر اميل بديع يعقوب ، ج 1 ، ص 405 . 6 - از اين سه شرط به ( اركان ) نام مىبرند كه هر گاه در قرائتى يافت شود ، آن قرائت صحيح و قابل قبول و الا ، شاذ است و مردود . محمد هادى معرفت ، التمهيد ، ج 2 ، ص 117 به بعد . با وجود اين ، سه شرط مذكور قابل مناقشه‌اند كه پس از مناقشه آن ، سه شرط زير آمده است :